آنیساآنیسا، تا این لحظه: 14 سال و 7 روز سن داره

الفبای عشقمان، آنیسا...

تخت- گهواره

خانومی... این تخت- گهواره رو مامان جون، سر سیسمونی واسه شما گرفت که بذاریم کنار تخت خودمون که شب ها راحت توش بخوابی و اذیت نشی. اما دریغ از اینکه شما یک شب هم اینجا بخوابی . اونروز دیدم خیلی جلو دست و پا رو گرفته و استفاده هم که نمیشه؛ پس تصمیم گرفتم جمعش کنم  اما یه عکس ازش گرفتم که یادگاری بمونه... ...
14 خرداد 1392

غذا خوردن خانوم بلا

خانوم خانومووووووووما ... غذا خوردنت اصلا قابل پیش بینی نیست عزیزم. هر روز صبحونه واست فرنی درست میکنم . واسه ناهر هم سوپ یا پوره سیب زمینی یا هویج. میان وعده هم سیب یا خرما.ولی خوردن اینا طبق روال پیش نمیره. چون یک روز ماشااله با اشتها همه چیزو میخوری و روز دیگه همه چیز دست نخورده میمونه... راستی بابایی اون روز رفته واسه خانومی گوشت گوسفندی مخصوص گرفته و کوچولو کوچولو به اندازه یک وعده بسته بندی کرده. اصلا یه موقع فکر نکنی که من حسودیم میشهه هااا...     ...
10 خرداد 1392

حمام دخمل طلا

آنیسا خانوم اصلاً از حمام کردن خوشش نمی اومد و کلی گریه میکرد. اما از وقتی خاله بهاره میبرتش حمام، عاشق آب بازی و حمام شده؛ چنان شادی میکنه و دست و پا میزنه که ...                   الهی فدای اون چشمای درشتت بشم عزیز دلم   ...
10 خرداد 1392
1